العلامة الحلي ( مترجم : شيروانى )

64

ترجمه و شرح باب حادى عشر ( فارسى )

به غير الكلام ، بل موقوف على المعجزات ، و لا يلزم الدّور ، فيجب إثباته . و الثاني في ماهيّة كلامه ، فزعم الأشاعرة أنّه معنى قديم قائم بذاته ، يعبّر عنه بالعبارات المختلفة المتغيّرة المغاير للعلم و القدرة ، فليس به حرف و لا صوت و لا أمر و لا نهي و لا خبر و لا استخبار و غير ذلك من أساليب الكلام . و قالت المعتزلة و الكرّاميّة و الحنابلة هو الحروف و الأصوات المركّبة تركيبا

--> ( 1 ) . به عقيدهء اشاعره كلام خداوند يك صفت ذاتى قديم و قائم به ذات خداوند است كه در عين حال كه همچون ديگر صفات ذاتى ، امرى واحد است و هيچ تعدّد ، تكثر و تغيّرى در آن نيست ، به صورت امر ، نهى ، خبر و مانند آن جلوه مىكند . اين كلام ، كلام نفسى ناميده مىشود ، در برابر كلام لفظى كه بر كلام نفسى دلالت دارد . سخن اشاعره دربارهء حقيقت كلام نفسى در نهايت ابهام است و روشن‌ترين سخن ايشان آن است كه قوشچى در شرح خود بر تجريد ، در بحث كيفيات مسموع آورده است : « معناى كلام نفسى - كه اشاعره مىگويند امرى است قائم به نفس متكلّم و مغاير با علم در آنجا كه شخص از آنچه نمىداند خبر مىدهد - ادراك مدلول خبر است ، يعنى حصول آن در ذهن مطلقا . » روشن است كه اين تعريف بر تصوّر تطبيق مىكند كه در كنار تصديق دو شاخهء علم حصولى را تشكيل مىدهند . بنابراين ، كلام نفسى به همان علم بازمىگردد . سخن ايجى در مواقف ( ص 294 ) نيز چندان بر وضوح مطلب نمىافزايد . او پس از نقل عقيدهء معتزله در باب تكلّم خداوند مىگويد : « ما اين را انكار نداريم ، ليكن افزون بر آن ، امرى را اثبات مىكنيم كه معنايى قائم به نفس است ، و معتقديم كه غير از عبارت‌هاست ، چراكه عبارت‌ها در زمان‌ها و مكان‌ها و نزد اقوام گوناگون ، متفاوت است ، بلكه گاهى با اشاره و كتابت بر آن دلالت مىشود ، چنان‌كه عبارت . . . و معتقديم كه غير از علم است ، چراكه گاهى انسان از چيزى كه